توافقنامه‌هاي بين‌المللي پايه چيست؟

توافقنامه‌هاي بين‌‌المللي پايه (ت.ب.پ‌ها) [2] بين يك كمپاني چند مليتي و يك يا چند اتحاديه كارگري جهاني مورد مذاكره قرار مي‌گيرند. ت.ب.پ‌ها اصولاً كمپاني را متعهد مي‌سازند تا استاندارد‌هاي رايج را در تمام عمليات جهاني خود رعايت كند، اما براي زنجيره تأمين نيز پيامدهايي خواهند داشت.

ت.ب.پ‌ها نشان داده‌اند كه ابزار مفيدي هستند براي كمك به اتحاديه‌هاي كارگري در سازماندهي به كارگران در بخش‌ها و مناطقي كه اتحاديه‌هاي كارگري ضعيف هستند ابزار مفيدي خواهند بود. آن‌ها همچنين مي‌توانند به اتحاديه در كشورهاي توسعه يافته نيز كه عضويت در آن‌‌ها در سالهاي متمادي كاهش يافته بود كمك كنند. يك هدف ديگر استانداردسازي رفتار كمپاني در تمام عمليات آن است. «يك كمپاني، يك استاندارد» يك هدف رايج جهاني اتحاديه جهاني است.

از نظر اتحاديه‌ها ت.ب.پ‌ها به عنوان يك بديل براي كدهاي رفتاري كه به صورت يك جانبه تدوين شده و به اجرا در‌آمده اند تلقي مي‌شوند. به مثابه يك متن مورد توافق، آن‌ها اغلب ساز و كارهاي گفتگو‌هاي در جريان و رويه‌هاي حل اختلا‌ف توسعه‌ يافته را تأمين مي‌كنند. آن‌ها هميچنين براي يك دوره مشخص و قابل تمديد تنظيم مي‌شوند.

بعضي از خصوصيات مشترك شامل:

  • دربرگيرنده مقاوله‌نامه‌هاي اصلي سازمان بين‌المللي كار مثل آزادي انجمن؛
  • به رسميت شناسي اتحاديه و سازمان‌هاي وابسته؛
  • شرايط بي‌ طرفي كمپاني نسبت به سازما‌نيابي اتحاديه؛
  • حداقل دستمزد،‌ ساعت كار معقول، اضافه كاري؛
  • اولويت استخدام مستقيم همراه با محدوديت استفاده از كارگران موقت يا آژانسي.

بعضي از اتحاديه‌هاي جهاني، مانند شبكه بين‌المللي (خدمات) و صنعت (نساجي/صنايع)، در استفاده از اين ت.ب.پ‌ها بسيار فعال‌تر از اتحاديه‌هاي كارگران صنايع غذاي هستند. احتمال نزديكي به اين توافقنامه‌ها بستگي به بخش مورد نظر دارد. با اين حال،‌ اين چارچوب به بخشي از راهبردهاي دراز مدت جنبش اتحاديه‌ كارگري شكل مي‌دهد كه در عرصه مذاكرات در خصوص جهاني سازي، در روابط صنعتي و نياز بري ساختارهاي بعدي جهت روابط صنعتي جهاني خلائي را ملاحظه مي‌كنند.

اين توافقنامه‌ها با كسب و كار چه ارتباطي دارند؟‌

به عنواين يكي از ابزارهاي مورد استفادة اتحاديه‌‌هاي كارگري در واكنش به جهاني‌گرايي كسب و كار،‌ كمپاني‌هاي بايد با ماهيت، مفاد و تأثير اين چارچوب آشنا باشند تا راهبردهايي براي مواجهه با آن‌ها تدوين كنند.

دلايل يك چارچوب فرق مي‌كند. گاهي نتيجه كارزارهاي قوي اتحاديه هستند، گاهي، به ويژه در مورد كمپاني‌هاي اروپايي، نتيجه مدل‌هاي گفتگو‌هاي موجود، هستند. بعضي كمپاني‌ها آن‌ها به عنوان وسيله‌آي باري بهبود روابط كار و كمك به مواجهه با دشواري‌هاي شغلي در بعضي از كشورها تلقي مي‌كنند.

در عين حال، تعدادي از كماپني‌ها با يك چارچوب مقاومت كرده‌اند، و وسايل كم‌تر رسمي براي برقراري ارتباط با اتحاديه‌هاي خود تدوين كرده‌اند. يك كليد براي تمام قفل‌ها در كار نيست [3].

به هر حال عنايت به دو موضوع خاص اهميت دارد:

1. وضعيت قانوني آن‌ها بررسي نمي‌شود. د رهر حال،‌ مثل هر قراردادي،‌ با آن‌ها بايد بر مبناي اينكه ماهيت حقوقي دارند برخورد شود.
2. درك روشن از اينكه مفاد قرارداد چيست و چگونه مي‌تواند در كشورهايي كه عملياتي وجود دارد يا قرار است وجود داشته باشد به كار مي‌رود.

بعضي گروه‌هاي سرمايه‌گذار پايدار اين چارچوب‌ها را به عنوان شاخص كمپاني مورد استفاده قرار مي‌دهند،‌ در حالكيه بعضي ديگر آن‌ها را حسابررسي اجتماعي تلقي مي‌كنند. در ارجاع به مقاوله‌نامه‌هاي سازمان بين‌المللي كار لازم به توجه است كه آن‌ها كشورها را مخاطب قرار مي‌دهند و نه كمپاني‌ها را. يك كمپاني نمي‌توند يك كنوانسيون را به اجرا درآورد. كمپاني‌ها نيز بهتر است نسبت به اينكه از اين چارچوب‌ها چه مي‌خواهند قبل از اينكه به آن‌ها متعهد شوند هدفي داشته باشند. وقتي امضاء شود،‌ يك تعهد دراز مدت است در نتيجه مهم است كه در خصوص يك كمپاني چه منافعي مي‌تواند از آن ببرد روش باشد.

موضع سازمان بين‌المللي كارفرمايان در اين خصوص چيست؟

سازمان بين المللي كارفرمايان له يا عليه اين چارچوب‌ها موضع‌گيري نمي‌كند. اين‌ها موضوع‌هايي است كه كمپاني بايد تعيين كند. با اين همه، به عنوان متون مورد مذاكره، و امصاء شده از سوي كمپاني، عنايت كافي بايد براي تضمين شكل و محتواي هميشه در راستاي هدفي است كه سند تا از دشوراي‌ها در اجرا اجتناب شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا